Memento mori

~ زندگی کن ~

Memento mori

~ زندگی کن ~

Memento mori

به قول دوستان مرزی بین تخیل و واقعیت نمی بینم!

+ اگر حرفی داشتید اون بالا می تونید من و پیدا کنید :)

پیام های کوتاه

روشن سازی

پنجشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۲۷ ب.ظ

من نمیدونم چرا بعضی عزیزان فکر کردن به خاطر انتقاد به نوشته هام مطالب وبم رو پاک کردم. انقد منو بی جنبه دیدین؟ واقعا متاسفم برا خودم که معلوم نی چکار انجام دادم که دقیقا برعکس چیزی که هستم راجع بهم فکر میکنین چون من واقعا عاشق انتقاد از مطالبم هستم و  تلاش برای درست کردن ایراداتشون، گواهش هم پستای قدیمیم و نظراتشون تو جیمه که حتی به دو سه نفر رسما گفتم بیاین نقد کنید نوشته هامو. یعنی من از همون اول نوشتنم تو جیم نقد به مطالبم زیاد دیدم ولی تا حالا نشده ناراحت شم به خاطرشون و بگم دیگه نمی نویسم!

من اگر میدونستم با رفتنم به این شکل مایه عذاب وجدان بعضی از دوستان میشم و فک میکنن برا انتقاد از نوشته هام این کارو کردم، نوشته هامو میذاشتم باشه و بی سروصدا غیب می شدم که برداشت اشتباه نکنید!

الان مسئله روشن شد که این کارم برا انتقاد از نوشته هام نیست دیگه؟ مسئله چیز بزرگ تریه راجع به خودم. من فقط همه چیز رو به حالت تعلیق دراوردم که ببینم چکار می تونم برا خودم بکنم؛ که ببینم میتونم ادامه بدم یه سری چیز ها رو که نوشتنم جزوشون میشه یا نه؟ که ببینم ادامه دادنم به درد می خوره اصلا یا نه!

همین...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۲۷
فا طمه

نظرات  (۱۱)

۲۷ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۳۱ حسین مداحی
:)
پاسخ:
(:
:)
پاسخ:
(:
۲۷ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۴۲ میرزای اصفهانی
سلام؛ این فقط یک احتمال بود و هیچ ربطی به جنبه و ظرفیت و این صحبت ها نداره :)
خوشحالم که فرصتی رو برای تعمق انتخاب کردین.
موفق باشید و سال بابرکتی رو همراه با استمرار نوشته های خوبتون براتون آرزو می کنم.
پاسخ:
سلام، اخه اصن نباید همچین احتمالی میدادید یک درصد هم، چون من صدبار گفتم ناراحت که نشدم هیچ خوشحالم شدم کلی از حرفاتون اون شب :))))
منم همینا که گفتید رو برا خودتون آرزو می کنم :)
۲۷ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۵۲ عرفـــــ ـــان
امیدوارم نوشتن جزوشون باشه :)
پاسخ:
امیدوارم :))
۲۷ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۵۵ میرزای اصفهانی
اومدید نسازیدا! احتمال ذاتا یه حسه که خودش میاد. این احتمال هم صد در صد در جهت مثبت بود؛ کلا برای راحتی وجدان، برای شروع یک سال :)
پاسخ:
:) متوجه شدم، خودمم تجربه کردم این حس رو، الان فهمیدم :))
خیلی ها هستن جنبه انتقاد ندارن ، دوستان فکر کردند شما هم نیز:دی
ولی خوب دیگه خودت روشن کزدی دیگه :))
به نظر منم یه کمی باید نوشته هاتو ارتقا بدی :)
بعدم اصلا به ادامه ندادن فکر نکن!! برو هر چی تا حالا نوشتی رو یه دور بخون ببین کدومش به نظرت بهتره :) پخته تره!! بعد سعی کن توی همون جهت شروع به ادامه کنی :)
روی یه سبک خاص بمون یعنی :)
منم گفتم اومدم یه کوچولو انتقاد دوستانه بکنم :)
پاسخ:
نه گویا عذاب وجدان داشتن و دوست نداشتن سر سال نو کسی رو ناراحت کرده باشن برا همین :)
مرسی ازین کامنت و انتقادات خوبت :) توکای خوب :)
۲۷ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۴۴ ایزابلا ایزابلایی
سلام نمیدونم اینجا چه خبره و چرا نوشته هاتو حذف کردی. ولی کلا کاش نابودشون نکرده باشی هرچند که ازشون خوشت نمیاد، چون پله ترقی و اینان. همه آدما بعد از یه مدتی که برمیگردن نوشته هاشونو میخونن میگنن ببین چه ضایع نوشتم و چرت و پرت ولی خب نوشته ها جزیی از وجود آدمن، جزیی از چیزی که بوده، از احساسی که داشته، از چیزی که میخواسته و نشده، نوشته ها زندگین حیفه که پاک بشن کلا. در کل هرجور که میدونی درسته انتخاب کن اما وبلاگت رو نگه دار که نوشتن مایه آرامشه شاید یه مدت بخوای نباشی و هیچی نگی ولی کلا نترکونش دیگه :))
پاسخ:
سلام. نه نابود نکردم، حواسم هست بهشون بابا :)) من این جوری نیستم، راستش با این وجود هنوزم دوستشون دارم :) من هرچی ِ نوشته هامو دوست نداشته باشم محتواشونو دوس دارم چون :) نه راستش وب من مایه ارامشم نیس خخخ ینی خیلی خیلی کم پیش میاد اینجور باشه چون من اکثرا ب خاطر بقیه مینویسم یا بهتره بگم می نوشتم که یه محتوایی رو به گوششون برسونم :)) یه روزی احتمالا دوباره همه رو میزنم منتشر میشن و از پیش نویس درشون میارم :)) مرسی :)
عالم بی عمل؟! زنبور بی عمل؟!
عالم بی عمل؟! زنبور بی عسل!!!
پاسخ:
ربطش به جریان رو درست متوجه نشدم! یعنی چی؟!
۲۸ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۲۸ حسین مداحی
هرچقدر هم که بشینید و فکر کنید و فکر کنید و فکر کنید و.... به جایی نمیرسید.
دقیقا اونجا میتونید طعم موفقیت رو بچشید که دست به کار شید.
پاسخ:
...

ممنونم :)
۲۹ اسفند ۹۴ ، ۰۳:۰۲ الهام حبشی
آخ جون دعوا :D
پاسخ:
:)))))))