Memento mori

~ زندگی کن ~

Memento mori

~ زندگی کن ~

Memento mori

به قول دوستان مرزی بین تخیل و واقعیت نمی بینم!

+ اگر حرفی داشتید اون بالا می تونید من و پیدا کنید :)

پیام های کوتاه

ل ا ف ک ا د ی و

پنجشنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۵، ۰۴:۳۰ ق.ظ


«ببینید، من نمی خواهم هیچ شیری را بکشم و قطعا نمی خواهم هیچ یک از شما شکارچی ها را هم بخورم. من نمی خواهم در جنگل بمانم و خرگوش خام بخورم و صد البته نمی خواهم به شهر برگردم و دوغ سر بکشم. نمی خواهم با دمم بازی کنم، اما ورق بازی را هم دوست ندارم. من فکر می کنم با شکارچی ها نیستم و به گمانم مال دنیای شیر ها هم نیستم. من به هیچ جا تعلق ندارم؛ هیچ جا.»

این را گفت، سرش را تکان داد، تفنگش را زمین گذاشت، کلاهش را از سرش برداشت، چند بار دماغش را بالا کشید و بعد راه خود را گرفت و از تپه دور شد؛ به دور از دار و دسته ی شکارچی ها و به دور از گروه شیرها. همچنان که به راه خود ادامه می داد، از دور دست ها صدای شکارچی ها را می شنید که شیر ها را به گلوله می بستندو صدای شیر ها را میشنید که شکارچی ها را می خوردند.

او به راستی نمی دانست به کجا می رود. اما این را می دانست که به جایی می رود، چون هر کس به هر حال باید به جایی برود، مگر نه؟

او حقیقتا نمی دانست چه اتفاقی خواهد افتاد، ولی دست کم می دانست که به هر حال اتفاقی خواهد افتاد. چون همیشه اتفاقی می افتد، این طور نیست؟



سرگذشت لافـکادیـو / شل سیلور استاین

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۱/۰۵
فا طمه

نظرات  (۷)

۰۵ فروردين ۹۵ ، ۱۰:۳۸ مجتبی آستانه
عکس شیره خیلی بامزه بود.
ماشالله ازون متن هایی بود که به خواننده سرگیجه می داد! ضربه آخر هم اون تهش می زنه به مخاطب!
چقدر حس می کنم شبیه یک بخشی از زندگیم بود!
پاسخ:
مرسی از نظرتون :)
منم به خاطر شباهتش ب خودم چشممو گرفت :)))
البته اگرم شبیه نبود حرفی ک داره میزنه انقدر چشم گیر هست ک بازم چشمو بگیره خخخخ
اصلا به من چه! چقدر سخت شده فهمیدن متن ها! البته شاید به این بی ربط نباشه که سر و صدا زیاده توی خونمون.
پاسخ:
:)))) دیگه این نوشته من نبود ک بگیم اشکال از منه خخخ
یه تیکه از یه داستان بود ک خب فک کنم حق داشته باشید ک جریان اصلیشو نفهمیده باشین چون از کل داستان خبر ندارین ولی خب ب نظرم پیام اصلی متن انقدرام سخت نبود :)) احتمالا برا همون سروصدا بوده :)
۰۸ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۴۴ یک دختر شیعه
ی حس همزاد پنداری ...
سلام عزیزم من فقط می‌خواستم نقاشیا تکراری نباشه واسه شما و یه جذابیتی داشته باشه و واسه دوستانی که از اینجا دعوتشون می‌کنم به گالری اونور:))
وگرنه ما که با هم این حرفا رو ندارم

ضمنا چند نفری هستن که زیرآبی میرن و میان:)
.

اوهوم نگاه پر از امیدی داره پیر مرد و به قول تو شیطنت جوانی تو نگاشه.
خود پیرمرد هم با اینکه سیاه و سفیده روشنه
مرسی که اینقدر گلی:)
پاسخ:
خودت گل تری :))))
چه شیر تو شیری شد!!
پاسخ:
:))))
هر کسی به جایی تعلق دارد ، جایی به دور از هیاهو ، جایی در تنهایی خود آدم
به نظرم لافکادیو کار درستی کرد ، رفت به دنبال خودش ، برای خودش
گاهی هم باید برای خودمان زندگی کنیم
پاسخ:
تعبیر جالبی بود در نوع خودش :)))