Memento mori

~ زندگی کن ~

Memento mori

~ زندگی کن ~

Memento mori

به قول دوستان مرزی بین تخیل و واقعیت نمی بینم!

+ اگر حرفی داشتید اون بالا می تونید من و پیدا کنید :)

پیام های کوتاه

چشماش به جای سگ، گربه داشت...

شنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۳۰ ق.ظ


گربه، همیشه حواسش به ماهی گلی هایی که نقش مغز رو تو سر اون بازی می کردن و به مرور زیاد تر می شدن و اصلی ترین کارشون هم، "فراموش" یه، بود. اینکه گربه می خواست باهاشون دوست شه یا بخورتشون رو، هنوز کسی نفهمیده. شاید می ترسید وقتی باهاشون دوست شد، اون رو از یاد ببرن؛ برای همین نمی رفت جلو...

ماهی ها علاوه بر کار اصلی، که خب البته زحمتی برای کار اصلیشون نمیکشیدن و خدا دادی بود، هر کدومشون تو کل عمرش برای خودش یه هوش و حواس بر می داشت و بعد یه مدت، پرتش می کرد تو گلدون.

هر حواس، می شد یکی از اجزای گل. اونایی که علاوه بر کار اصلیشون، سهمیه هوش و حواسشون رو هم پرت می کردن تو گلدون، بعد از اون می شدن مسئول آب دادن به گل؛ یعنی با دمشون، یکم از آبی که توش زندگی می کردن رو، می پاشیدن به گل تو گلدون...


پ.ن: یهویی نوشت...


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۱۵
فا طمه

نظرات  (۱۵)

این پست چقدر خوشمزه بود :))
چند دقیقه دائم محو عکس بودم و هی بالا و پایینش می‌کردم و جملات زیرش رو تصور می‌کردم که اگه این تصویر متحرک (gif) بود چه جوری می‌شد :))
کارت خیلی درسته، حال کردم با این مطلبت ^_^
پاسخ:
اتفاقا خودمم یه لحظه اون اول فکر انیمیشن کردنش تو ذهنم گذشت. حیف که بلد نیستم :))
خیلی خوشحال شدم که انقد بهتون چسبیده ^_^
۱۵ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۳۲ رادیو بلاگی ها
متن دلنشینی بود
عنوانشم :)
پاسخ:
چه خوب که دل نشین بوده :)
چه خلاقیت قشنگی
یاد داستان های دوران های دور افتادم :)))
ماهیای دنیا دیده رو بین ^_^
بعد ازون آقای دستکش :) این تصویرگریه هم خیلیییی خوووووبه ^__^
۱۷ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۵۵ حسین مداحی
سلام علیکم. از این عکس منشوری که بگذریم، میرسیم به این سوال که شما آیا به وبلاگ ما سر زدین؟
اگه نزدین حتما سر بزنین و مطالب رو بخونین. وبلاگ جدید رو عرض میکنم ها!
۱۷ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۴۱ الهام حبشی
فوفانو تو حالت خوبه ؟
۲۲ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۰۴ دخترِ انار :)
چشمانش به جای گربه سگ داشت ... هوووم خوشمان آمد :)
چه قدر خیالهای تو خوش طعمند ...


دوست داشتنی ... :*
۰۸ تیر ۹۵ ، ۰۱:۴۶ الهام حبشی
فوفی کجایی تو ؟
۱۴ تیر ۹۵ ، ۲۱:۳۷ کاکتوس آبی
فردا میشه ی ماه که آپ نکردی
اوکیی؟
حال و احوالت چگونه است دختر؟ :)
۱۴ مرداد ۹۵ ، ۰۴:۰۱ شکیبا حاجى زاده
ایشالا ک سالمی...
هی ناله میکنیم که کاش آلزایمر داشتیم غم و ناله ها رو فراموش میکردیم .
نیستن ببینن چه بلای خانمان سوزیه
نمیخوای که برگردی؟
کجایی تو :)