Memento mori

~ زندگی کن ~

Memento mori

~ زندگی کن ~

Memento mori

به قول دوستان مرزی بین تخیل و واقعیت نمی بینم!

+ اگر حرفی داشتید اون بالا می تونید من و پیدا کنید :)

پیام های کوتاه

۷ مطلب با موضوع «کارتون، انیمیشن، انیمه،فیلم» ثبت شده است

+


که دست هایم خیلی دراز می بود، از "مجید" هم دراز تر، خیلی دراز تر، انقدر دراز که هر چقدر "ادوارد" بی هوا قیچی هایش به دست من میخورد و دستم را کوتاه می کرد یا با آن شکل می ساخت انگار نه انگار که چیزی از آن کم شده باشد، که هیچوقت دست هایم تمام نمی شد و برایش جا داشت، اصلا آنقدر که نه تنها ادوارد بلکه کره ی زمین و همه محتویاتش را در اغوش می کشیدم و با همه ی وجود سعی می کردم با دستانم به آن ها بگویم درکتان می کنم و در این میان که همه در آغوش من به هم چسبیده اند، از من ویروس درک کردن را می گرفتند و به هم منتقل می کردند و در آغوش من همدیگر را در آغوش می کشیدند...

پ.ن: بعدِ دیدنِ "ادوارد دست قیچی"






پ.پ.ن: ...
۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۵ ، ۰۵:۳۹
فا طمه

می بینیدش؟ آن جوانه ی کوچک درون درخت را می گویم! در میان پوست گردو هایی که شما بهشان می گویید آشغال...

می تواند تکه ی کوچیکی از محتویات لباس گردویی های درون این چاله باشد که موقع پرتاب آن ها درون کمدی که این درخت باشد از درون آن ها به بیرون افتاده و برای خودش هی بزرگ و بزرگ تر شده یا شاید هم از خود این آشغال ها به وجود آمده باشد!

یک گزینه ی دیگر هم داریم، این گیاه می تواند از خود درخت، از درونِ درونِ درونش به وجود آمده باشد...

راستی! اصلا مگر مهم است که منبعش از کجاست؟ مهم این است که درون این درخت، درختی دیگر در حال رشد است...

شاید روزی EVE از سیاره ای دیگر برای بردنش بیاید؛ کسی چه می داند؟ یعنی آن موقع هنوز WALL-E هست که مواظبش باشد؟




پ.ن: خط اخر مربوط به انیمیشن WALL_E و این حرفی ک زدم خلاصه ای ازین انیمیشنه تا وسطاش...

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۵ ، ۰۳:۳۵
فا طمه
- حواستو جمع کن! اون دختر دل پاکی داره. چیزی برای ترسیدن از جنایت کارایی که دنبال به دست اوردن پول بیشترن وجود نداره! ترس واقعی از اون جنایتکارایی هست که قلب پاکی دارن...

پ.ن: البته این پول و قلب پاک تداخل تحت تضاد داره ینی ممکنه یکی که دنبال پوله دلش پاک باشه و مثلا برا عمل زن یا بچه اش پول بخواد و بره دزدی ممکن هم هست اینجور نباشه!
۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۲۶
فا طمه
۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۴ ، ۰۴:۴۷
فا طمه

میراندا میراندا

میراندا بدشانسه تو غمگین و افسرده ای
تو تنها و دلشکسته ای !
شومی
بازهم داری دنبال کار می گردی ؟ بزودی دوباره اخراج میشی !
میرندا میراندا
میرندا بدشانسه
اینقدر عبوس نباش خل و چل
تو شومی
تو شومی
بازهم داری دنبال کار می گردی ؟ بزودی دوباره اخراج میشی


این شعر رو بچه های محله شون همیشه براش میخوندن ( سعی کنید با ریتم بخونید :))


 میراندا * تنها کسی تو شهر هست ک میدونه روز 28 اکتبر بار 31 هم هست ک داره اینجا تکرار میشه.


میراندا کاراکتری هست توی D Gary man ک همونطور ک گفته شده هرکار میکنه عاقبتش بد میشه و همیشه از کارش اخراج میشه و همیشه هم ناامید میشه ولی همیشه ب تلاش کردن ادامه میده.

همیشه ی خدا هم حسرت این رو داره ک یک کار رو درست انجام بده مث بقیه و برای یه بار یه نفرم ک شده بهش بگه " ممنونم "

و این احساسات باعث میشه هروقت تو خیابون عروسک یا چیزی ک دور افتاده رو میبینه برشون داره و ببره با خودش ب خونه و تعمیرشون کنه و نگهشون داره (شاید هم این ک نشون داد داره عروسک ها رو داره ناشیانه میدوزه تشبیهی بوده از همین کارخرابیاش ک با این ک نمیتونسته درست انجام بده بازم ول کن دوختنشون نبوده)


ب هرحال چرخ گردون میگرده تا روزی ک همینطور تو خیابون داشته میشگشته ( احتمالا دنبال کار ) یه ساعتی رو میبینه ک جلوی یه مغازه تو پیاده رو گذاشته و محو دیدنش میشه ک مغازه دار میبینتش و میاد بیرون و بهش میگه این ساعت رو مغازه دار قبلی همینجور گوشه مغازه ول کرده بوده چون کوک نمیشده و کار نمیکرده چون هیچکس نمیخرتش تو فکره بندازتش دور و اضافه میکنه ک اگر باور نداری پس بیا خودت امتحان کن، میراندا حس میکنه چقد ساعت شبیه خودشه، مغازه دار کلید کوک کردنش رو میده دست میراندا و میراندا کوکش میکنه و ساعت ب کار میوفته!

میراندا شگفت زده میشه و ساعت براش از جونش عزیز تر میشه و حس خاصی بش پیدا میکنه چون برای اولین بار تونسته چیزی رو زنده کنه و فکر  میکنه ساعت تنها چیزی هست ک اون رو مهم میدونه و باعث شده ک وجودش بی فایده نباشه، فوقع ما وقع...


* دی گری من


حالا چرا از میراندا گفتم؟ چون حس میکنم نه ب این اغراق ولی در کل شبیه من هستش ( پست قبل ) درین حد ک منم اون جریان نگهداری و اگر بشه ترمیم چیزای دورافتاده رو انجام میدم، ب هرحال ب امید پیدا کردن و شدن اینوسنسی ک با من و همینطور بقیه سازگار باشه :)


پ.ن: این داستان رو قدیما در وصف همین چیزای ب درد نخور نوشتم +


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۴ ، ۲۱:۱۰
فا طمه

 

 

 

 Romaji Lyrics

 

kotae no nai hibi ni  tameiki morasu tabi 

hontou no boku wa mou mienaku nacchatta 
mimi o sumashite mo  kikoenai kimi no koe 

oikakete kyou mo arukitsuzukeru

 

tsutaerarezu ni ita omoi wa toki o hete 
sanagi ni natte  hane hiroge yagate tobitatsu

 

 

wasurenai  taisetsu na  hitotsu  hitotsu 
todoku ka na  kono omoi  douka  itsuka 
chippoke na kono boku ni dekiru koto 
sukoshi zutsu de mo tsutaete mitai n da

 

 

 

Persian Lyrics

 

 

زندگی توی این روزای بی معنی، آهی سر میدم

من دید خودم نسبت به حقیقت موجودیتم رو از دست دادم

حتی اگر گوشامو تیز کنم هم نمیتونم صداتو بشنوم

در نتیجه من راه رفتن رو ادامه میدم تا جایی که بهت برسم

 

 چیزهایی که نتونسته بودم بهت بگم در طول زمان تبدیل به یه جوجه های پرنده شده بود

با باز کردن بال هاشون , اونا شروع به پرواز میکنن

 

تنها چیز مهمی که هیچوقت فراموش نمیکنم

یه روزی , اون احساس گرم

من هر چه قدر هم کار کوچیکی بتونم

انجام میدم تا بهت برسم

 

 

 

English Lyrics 

 

 

I keep sighing at my perplexing days 

that I've lost sight of my true self 

 

I can't hear your voice no matter how hard I listen 

but I will continue walking today to chase after it

 

My thoughts for you, through the passage of time 

morph into a cocoon, and now they spread their wings and take off

 

 

I won't forget the one most precious thing 

Will my thoughts reach you? Please do, somehow, someday 

 

I wish to try to show you the things I'm capable of 

even though I'm so tiny and ordinary

 

 

 

 

لینک موزیک ویدئو : +

ترجمه فارسی از سایت : +

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۴ ، ۲۲:۵۸
فا طمه

شجاعتِ پذیرش چیزی ک عوض نمیشه، باعث میشه یه روزی دوباره شروع ب حرکت کنی 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۹
فا طمه